خرید بک لینک
من در به درم مولا من خاک درم مولا در قیژقیژ پیوسته چون زنگ زده لولا من عارف وارسته از هجر تو وارفته با فلسفه ور رفته ماندم چه کنم حالا منت به سر من باد از هستی اجباری از بار سنگینش پشتم شده بد دولا گفتی که این هستی بی عیب و سوا از ریب هرگز نبود مویی

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

از هر چه بنالم از صیف ننالم زیرا بود از گرمی آن سعد به فالم از تیر و امرداد چنان گرمم و سرمست کز خاطر آزرده رود خشکی کامم والعصر که شهریور خوش وقت و عزیزش با چای و کتاب و قلم و فکر کند بر سر حالم کنجی که باشد خنک و ساکت و آرام در تیر بیارزد به همه ن

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

هوس کردم کمی گستاخ باشم همی با شاعران سرشاخ باشم سرایم شعر و ٱهنگی بسازم بسان بتهون یا باخ باشم بمانم در دل اعصار و تاریخ و یا افسانه چون تک شاخ باشم هنر ورزم؛ فیض بخشم بفرمایم تفضل اگرچه از سر برج بی پول و سوراخ باشم و هرچند دخل و خرج با هم نخواند

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

از کار فروبسته ما چون گره شد باز آمد به لبم خنده و در حنجره آواز در کار جهان نیست حسابی و کتابی زیر و زبر کار بود تا به ابد راز معیار و میزان همه مجهول و مکنون ایوب صفت میکشم این بار چه پرگاز آن را که حسابی بودش نکبت و ناپاک خوش کام و خرامان پی اندی

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

امروز روز مشرف شدنم به مکه است مهین چالشی که در جهان من است همین مکه است انگار سر رسید همه حسابها با خود است آنجا که حساب تسویه می شود مکه است به گرد بتی از جنس خاک می گردی و از قضا محل کنده شدن از خویش و خشت مکه است نه محمد نه سارتر نه فاطمه نه دکا

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

(شبه حسب حال) اینکه ما کجای تاریخ جا مانده ایم شاید مهم ترین مشغله ذهنی من بوده که نزدیک 18 سال است مرا در وادی فلسفه و تاریخ سرگشته کرده است. جوّ اصلاحات اواخر دهه هفتاد که با نوجوانی من عجین بود و آزادی نسبی مطبوعات پنجره جدیدی برای خوانش متفاوت

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

(آرزویی که ابن تیمیه بر باد داد) ریشههای الهیاتی مدرنیته اثر دانالد گلیپسی بعد از 18 سال سر نخ آنجا که جا مانده ایم را به من نمایاند : تیغ اکام در پاره پاره کردن کلیات. هیچ قاعده کلی و هیچ جنس و سرنمونی در عالم وجود ندارد ، "سیب" تنها یک اسم است وگ

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

زین پس ز خودم بیش از این میترسم

زیرا که جزای فکر کردنم باشد سّم

اندیشه من چنان شک آلوده بود

که ابلیس دوان روان شود بر درسم

با اینکه دگر قلم نه جای قسم است

دستم به نوشتن پر و بس پا قرصم

هرچند چنین محاط سامی گری ام

دلبسته افسانه رندان مجوسم

نقادم و شکاکم و کافر به همه اصل

از منطق معیار نهان این جهان میپرسم

+ نوشته شده در دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۹ ساعت 20:15 توسط مجتبی فرقانی |

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

به یکباره نیست شود! نابود؛ ناکام؛ بر فنا؛ هر چه اسمش باشد رسمش همان است. روح خیام همین نزدیکی هاست چه بیرحمانه جام باده با هرمس هستی من میزند...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۹ ساعت 21:32 توسط مجتبی فرقانی |

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

حکایتی در مثنوی آمده که با چکش کاری فراوان به این صورت در آورد ه ام، عبدالکریم سروش از این حکایت در برابر مراد فرهادپور بهره برده است: "عصر بیست و نهم رمضان سالی، ریش سپیدان قریه ای به اتفاق منجمان و امام جمعه به جهت رویت هلال ماه شوال و اعلام عید ف

برچسب: نویسنده: حامد پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:19

صفحه بندی